
خطاهاى راهبردى دولت های قبل ريشه بحران فعلى دولت مسعود پزشکیان را تشكيل مى دهند.
تغييرات اقليمى:
تغییر اقلیم در ایران یک بحران چندوجهی است که منجر به كاهش نزولات جوى، افزايش دما و تبخير، و تغيير الكوى بارش بوده و منجر به کم آبی گردیده است.
در طی سال های اخیر بررسی اقلیمی نیازمند سیاستگذاری هوشمند، بازگشت به دانش بومی و سرمایهگذاری در تابآوری شهری و منابع آب است که بدون اقدام فوری در طی چندین سال گذشته امروز شاهد پیامدهای زیستمحیطی و اجتماعی آن می باشیم
که متاسفانه علی رقم اهمیت موضوع تغییرات اقلیمی مورد توجه دولت ها قرار نگرفته است و برنامه ملی مدیریت تغییرات اقلیمی با بی توجهی دولت های قبل در مهر ماه 1404 تصویب و ابلاغ گردیده است.
گسترش بى رويه كشاورزى سنتى و توسعه صنايع آببر در مناطق مركزى كشور:
بدون توجه به ظرفيت اكولوژيك سرزمينی و محدوديت منابع ابى، توسعهاى ناپايدار در بخش كشاورزى و صنعت صورت گرفته است كه فشار بى سابقه اى بر منابع و ذخایر آب وارد كرده است. توسعه در ذات خود مطلوب به نظر ميرسد اما، مكانيابي نامناسب براي گسترش صنايع در ايران به صورت يك معضل جدي درآمده است. وجود صنايع آببر در استانهاي گرم و خشک اگرچه ميتواند به ايجاد اشتغال در اين مناطق كمك كند اما در عمل به بحرانهاي زيستمحيطي و نابودي كشاورزي و حیات انجاميده است.
با توسعه صنعتی و کشاورزی در دنیا، متأسفانه ما همچنان بر الگوی سنتی کشاورزی به روش غرقابی پافشاری میکنیم؛ در حالی که میدانیم روش غرقابی هدررفت بسیار بالایی دارد. در حال حاضر بیش از ۸۰ درصد آب کشور در سدها و رودخانهها ذخیره و از طریق پمپاژ، چشمهها و سایر منابع عمدتاً در حوزه کشاورزی مصرف میشود
مصرف ناپايدار:
صدور مجوزهای بی رویه حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق باعث گردیده است برداشت آب بسیار بیشتر از ظرفیت تغذیه طبیعی سفرههای زیرزمینی، رودخانهها و دریاچهها گردد.
الگوی مصرف غيراصولى در بخشهاى كشاورزى (٩٣ درصد مصرف آب)، صنعتى و خانكَى، منابع را تحت فشار قرار داده است.
سدسازى غيراصولى:
اجراى طرحهاى سدسازى و انتقال اب بدون توجه به پيامدهاى اكولوژيكى، به تخريب اكوسيستم ها و كاهش منابع آبى منجر شده است به نحوی که در دولت های گذشته، سدسازی در ایران نماد «پیشرفت و اقتدار ملی» تلقی می گردید اما در حال حاضر همان پروژههای به ظاهر پیشرفت بهعنوان یکی از عوامل اصلی خشک شدن رودخانهها، نابودی تالابها و بحران آبهای زیرزمینی مطرحاند که موجب بیابانزایی در کشور گردیده است.
ناهماهنگی و نا هم آهنگی نهادى:
عملكرد جزيره اى وزارتخانه ها و سازمان ها وفقدان مديريت یکپارچه و متمرکز منابع، كارايى سیستمی را به شدت كاهش داده است و به قول معروف در مواقع بحران و هنگام پاسخ گویی هیچ کس مسولیت را بر عهده نمی گیرند.
ضعف در زير ساختها:
فرسودگی و بی توجهی به عمر مفید شبكه هاى آبرسانى و انرژی، و عدم سرمايه گذاری در فناورى هاى نوين، هدررفت منابع آب و انرژی را افزايش داده است.
ضعف آمايش سرزمين و تمركز شديد جمعيت و فعاليتهاى اقتصادى در كلان شهرها:
سرریز جمعیت کشور و تمركز در تهران بدون برنامهريزى مدون و كنترل مهاجرت(عدم توجه و فرهنگ سازی و راهکارهای تشویقی در مهاجرت معکوس از کلان شهرها به شهرهای کوچک تر)، فشارهاى برويه بر منابع آب، زيرساختها و خدمات شهرى وارد كرده است. مهمترین موضوعی که تراکم جمعیتی در تهران را نشان میدهد میزان افراد ساکن در هر کیلومتر هر شهری است در حال حاضر که ۲۰ درصد جمعیت کشور در تهران زندگی میکنند و این آمار گویای این است که تهران تراکم بسیار بالای جمعیتی نسبت به میانگین کشوری دارد. مهاجرت كَسترده به تهران بدون برنامه ريزى آمايش سرزمينى، فشار بى رويه اى بر منابع آبى و زير ساختى وارد كرده است.





